تبليغاتX
html dir="l nt-Type" content="text/html; charset=utf-8"> شهید احمد زعیم باشی
شهید احمد زعیم باشی
شهید احمد زعیم باشی

بی تو اما دل پریشان می شود جانم بیا

وقت تنهایی تلاطم می شود جانم بیا

ای نبودت غصه های مادرت

من که آگاهم ز غم های دلت

ای که اشک زیبای پدر

خیره مانده از حضورت سوی در

بغض مانده در گلو عشق و درد و ارزو

که برادر می کند صد وداع با ارزو

"نیست این خاک سیه ماوای من

باشد اکنون آسمانها جای من

چون شهادت را زجان می خواستم

زین جهت خود را بدان آراستم

این همان شعریست که می خواندی همش

و این دعایت بود و نظر می کردی برش

تو شهادت را زجان می خواستی

در رسیدن بهر او برخاستی

تو شب عید غدیر را نانوایی کرده ای

در وصال عشق یار نذر هوایی کرده ای

با همه همسنگرانت کوه را پیموده -اید

نامه سرخ شهادت را همه بوسیده -اید

کوه نیز دست در دست شما یاری رساند

این همه دل را به بی تابی رساند

جملگی لبیک گویان تا خدا می تاختید

در رسیدن تا خدا از یکدگر می باختید

دست در دست هم و تا آسمانها رفته -اید

تا خدای لاله ها دیدگان را بسته -اید


نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386 توسط اوکه هرگز فراموشش نخواهد کرد...فاطمه | لينك ثابت |
»
» نکته های ناب یک فرشته ناب
» حدیث
» یا علی...مددی مولا
» عشق.......
» کوچکسازی سختیها
» راز موفقیت
» نامه ای به محبوبم...
»
» عیدتون مبارک...
» عیدتون مبارک...
» عید امسال...
» راه را باید رفت...
» حکايت مرحوم بحرالعلوم‏
» دوست می دارمت...خدای من...
» یا حسینم...کربلایت ارزوست...
» دایییییییییییی...صدام رو می شنوی
» و آسمان...
» همین بس که...
» در ماتم او خمُش مباشید
» غایب همیشه حاضر
» یا عـــــــــلی
» بی تو ...
» ادامه ...از شهادت
» شهادت...
» عید قربان و غدیر
» شهادت...
» شهادت...
» بمب گوگلی
» يادواره شهداي سربنان